تبليغاتX
من... تو... او

کافه تنهایی ...

هوالرحمن

 

من:

روزهای عاشقی نیمه تمام و دنیایی خاطره ی به دنیا نیامده که در آغوش بی رحم زمان مردند ...

من و کافه های تنهایی این شهر ...

من و یک گفتگوی دونفره ی تکی ...

این سوی شهر دور از تو ... رودرروی مبلی خالی از تو ٬ که فقط سنگینی نگاه عاشقانه مرا به دوش می کشد!

من و این بیسکوئیت های نسکافه که برای تو گذاشته ام

و این تنهایی لب سوز

با خاطراتی دم نکشیده...

وکافه ی دوست داشتنی من

بدون حتی فنجانی خاطره باتو...

 

تو:

تا صبح بیداربنشین و شب موهایت را آرام و تاربه تار بباف...

بباف بلکه میان کلاف خیالاتت روزنی بیابی به زندگی٬

لابلای تمام بغض های به بن بست رسیده ات!

بباف و تاب بیاور ٬ شاید ...

درست لحظه آخر پس از آخرین گره ای که تاب میدهی

خورشید سر برآورد

و سایه تمام غصه ها را

از دلت ... بگیرد!!

 

او:

الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم والصابرین علی ما اصابهم و المقیمی الصلوة و مما رزقناهم ینفقون*

آنهایی که چون یاد خدا کنند دلهاشان هراسان شود  و هرچه مصیبت ببینند صبورباشند و نماز بپا دارند و ازآنچه روزیشان کردیم انفاق کنند.

سوره حج آیه ۳۵

 

دل نوشت:

۱-

گر برکنم دل از تو وبردارم از تو مهر

آن مهربر که افکنم آن دل کجا برم؟!

حضرت حافظ

 

۲-

چه کرده ای تو بادلم ؟که از تو پیش دیگران

گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود!۱

 

کاظم بهمنی

 

۳-

شاملو را باهمین یک جمله تا همیشه و بی نهایت دوست دارم :

" وقتی کسی نباشه حرفاتو بشنوه مجبوری طور دیگه ای سخن بگی ..."

 

۴-

دنیای من آرومه این روزا

هرچندکه از آرامشم دورم

اونکه همه ش توگوش من می خوند

یه دختر عاشق و مغرورم

 

ابری ترین گوشه این دنیا

کنج دل غمگین و تنهامه

یه راه تازه رو به من واکن

حالا که دنیا محو چشمامه...

 

پ ن:

ادامه مطلب ...

شاید برای تو ... شاید من ...

همان رمز همیشگی!

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط زینت سادات جعفری | 1:54 | پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 •

...

هوالغفور

 

خوکن به این تقدیرنکبت بار

تو یه زنی ...

یه زن که عاشق شد!!

نفرین شده س دنیای این روزات

باز بدبیاری ت آینه دق شد...

 

تو یه زن نفرینی و تلخی ...

دلخوش به ...

......

.....

 

دل کندن از این عاشقی سخته

اما تحمل کن تو میتونی ...

دلتنگیاتو تف کن و بگذر

لعنت به این عشق خیابونی!!

 

رو آینه با رژ حرفتو بنویس:

"عشقو فقط تو جسم من دیدی

حس حقارت میکنم باتو

حال منو هیچ وقت نفهمیدی!!"

 

پ ن:

جرم تو عشقه باورت میشه؟

دنیا برات شبیه زندونه

تو دختری اینو نمی فهمی

باید بپوسی توی این خونه!

 

دل نوشت:

تو که دلت می گیره پناه میاری به من و آرامش و عاشقانه ها و ...!!

اما من ...!!

دارم ته میکشم ... دیگه چیزی نمونده ... فقط یه پک دیگه!

 

بعدنوشت:

من عاااااااشق این روزهای پرانرژی و لبریز عشق وآرامشم ... ممنوووووووووون که هستی!

مامانجون هم فردا میاد ... آخ جوووون!

این روزها لبریز موسیقی ام و جوانی! شبیه لبخندهای تو...

 

شک ندارم خدا خیلی دوستم داره که کسایی مثل رویا و پونه رو دارم ... که بین تمام مشغله ها و حتی مشکلاتشون بهم آرامش میدن!

فروردین سختی بود اما ...

روزای خوبی در پیشه مگه نه؟!

و

ممنون از همه دوستایی که نگران شدن یا ازنظرشون ترانه ها بیخود اومد ... لازم بذکره که:

۱-ترانه ها بخصوص ترانه اول بازتابی از واقعیت های جامعه س ... ولی قرارنیس همه جزوی از این واقعیت باشیم!

۲-یک نفر هم باترانه من همذات پنداری کنه راضیم ...

۳-جنس زنانه این ترانه ها رو خیلی دوست دارم ...

ودرآخر اینکه ..

خودم ربط زیادی به این ترانه ها ندارم ... گرچه مطمئنا گوشه ای از وجودم در هرکدوم از ترانه هام جامونده و شبیه پازل باید ساختشون تا به من رسید ...

 

امیدوارم این توضیحات کافی بوده باشه تا ازاین به بعد با خیال راحت ترانه بذاریم!

!! نوشته شده توسط زینت سادات جعفری | 23:10 | دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 •

RSS